یک تا دو ماهگی
سی و پنج روز..باغ بابابزرگ وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه میکنم زیباییات را با بهار............ گاه اشتباه میکنم من بی تو میمیرم نرو، من بی تو میمیرم بمان با من بمان زین پس دگر هر چه تو میگویی همان من از عهد آدم تو را دوست دارم من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نمنم، تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمیتر از غم ندیدم به اندازهی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با ه...
نویسنده :
مامان
16:05





